جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
416
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
منطق استوار على در جنگ اين بود كه نخست دشمن ستمكار خود را پندواندرز مىداد : « و بهخدا سوگند ، داد مظلوم را باز ستانم و ظالم و ستمگر را پند و اندرز دهم » ! . و چه بسا هنگامى در آنجا كه ترغيب به صلح سودمند واقع نشد ، على به تهديد دشمن پرداخت ، زيرا آنچه در نظر وى مهم بود ، آن بود كه تا امكان دارد از خونريزى جلوگيرى شود . او در تهديد جنگجويان « نهروان » چنين گفت : « من نگران روزى هستم كه اجساد بىجان شما در ميان اين نهر افكنده شود و شما كشته شويد بدون آنكه در نزد پروردگار خود دليلى داشته باشيد و حجتى روشن براى خود بياوريد . من شما را از اين حكومت « 1 » نهى كردم ولى شما نپذيرفتيد و مانند پيمانشكنان با من مخالفت كرديد ، تا آنكه من نظر خود را به ميل و خواهش شما ، تغيير دادم و من شر و بدى را براى شما نياوردم و براى شما ضرر و زيانى نخواستم » . و سپس به اين دعاى شگفتانگيز توجه كنيد كه ناشى از انگيزه انسانى امام على است و آن را هنگامى بر زبان آورد كه دشمنانش در « صفين » بر ضد وى يكدل و يكزبان شدند ، و او پس از آنكه كوششهايش بهخاطر صلح بهجايى نرسيد ، تصميم به جنگ گرفت :
--> ( 1 ) آنگاه كه مردم شام با نقشه و حيله عمروبنعاص قرآنها را بر نيزه نهادند و هواداران على را به حكومت قرآن ! خواندند ، على فرمود كه اين نيرنگى بيش نيست و بايد جنگ را تا پيروزى ادامه داد ، و نهروانيان - يعنى خوارج - با وى مخالفت كرده و گفتند : « ما را بهسوى كتاب خدا مىخوانند و ما به اجابت ، از آنها سزاوارتريم » ! و حتى پا را فراتر نهاده و با درشتى به على گفتند : « اگر به آنها جواب مثبت ندهى و بهحكومت قرآن ! تن در ندهى ، تو را به آنان تسليم كنيم و خود كنار بكشيم » ! ! . م